و قال امیر المؤمنین علیه السّلام:

  " حبّ اللَّه نار لا یمرّ على شی‏ء إلّا احترق، و نور اللَّه لا یطلع على شی‏ء إلّا اضاء، و سماء اللَّه ما ظهر من تحته شی‏ء إلّا اعطاه الفیض، و ریح اللَّه ما تهبّ فی شی‏ء إلّا حرّکته، و ماء اللَّه یحیى به کلّ شی‏ء، و ارض اللَّه ینبت منها کلّ شی‏ء، فمن احبّه اللَّه اعطاه کلّ شی‏ء من الملک و المال، قال النّبىّ صلّى اللَّه علیه و آله: اذا احبّ اللَّه عبدا من امّتى قذف فی قلوب اصفیائه، و ارواح ملائکته، و سکّان عرشه محبّته لیحبّوه، فذلک المحبّ حقّا، طوبى له و له شفاعة عند اللَّه یوم القیامة "

امیر المؤمنین (ع) فرموده است:

محبت به خداوند آتشى است که به چیزى نفوذ نمی کند مگر آنکه سوخته شود، و نور الهى است که به قلبى اشراف نمى‏کند مگر آنکه روشنایى دهد، و چون آسمانیست که هر چه در زیر سایه آن قرار گرفت از فیوضات آن بهره‏مند گردد، و مانند نسیم و رحمت رحمانى است که به هر چه عبور کرده و بوزد آن را حیات و حرکت بخشد، و مثل آب نازل از آسمانست که همه چیز را به وسیله آن زنده نماید، و چون زمین است که نباتات را از آن به وجود آورد. پس کسى که خدا را دوست داشت: خداوند متعال همه چیز از امور مادى و معنوى او را اعطا فرماید."


 رسول اکرم (ص)  فرموده اند:

"چون خداوند متعال بنده‏اى را دوست بدارد، محبت او را در دل بندگان بر گزیده و پاک و ملائکه آسمان و ساکنین عرش خود القا مى‏فرماید، و همگى او را دوست مى‏دارند، و محب حقیقى خداوند متعال این چنین آدم است، خوشا به حال او، و براى روز قیامت رتبه شفاعت او را عطا مى‏شود، تا کسى را که مى‏خواهد شفاعت نماید."

شرح‏


حب الهى جذبه ارتباطى است فیما بین بنده و پروردگار متعال که چون این جذبه روشن تر و قوی تر گشت: علاقه و ارتباط هاى دیگر را از دل قطع کرده، و نور الهى را در قلب وارد نموده، و هر رقم تاریکیها و حجابهاى نفسانى را بر طرف می کند. و حقیقت ارتباط: وابستگى است، و چون این وابستگى روحانى حقیقى محقق گشت: موجب نزول رحمت و فیض بوده، و قلب آدمى به وسیله این سیم ارتباط به مبدأ نور و قدرت، پیوسته منور و روشن گشته، و براى استفاضه و گرفتن معارف الهى و حقائق روحانى مستعد خواهد شد. و أما تحصیل حب پروردگار متعال: باید متوجه شد که محبت به طور مطلق از تصور و توجه آغاز مى‏شود، و بعد در اثر توجه بیشتر و شدت تصور و تدبر و تحقیق، مرحله تصدیق پیش آید، و در این مرحله که تحقیق از خصوصیات و صفات و مزایاى موضوعى صورت می ‏گیرد، بتدریج بر معرفت و شناسایى افزوده می ‏شود، و هر چه مراتب شناسایى بیشتر و افزونتر گشت، قهرا علاقه و محبت زیادتر خواهد شد. و ضمنا معلوم است که تحقیق و بررسى در هر امرى، خواه مادى و محسوس باشد و یا معنوى و روحانى، ملازم با نزدیک شدن و قرب و رفع فواصل و موانع و حجاب هاست، تا ارتباط کامل و بررسى دقیق و معرفت تمام حاصل گشته، و میدان دید و شهود بى‏مانع شود.
و چون در باره شهود جمال و جلال پروردگار متعال، همه موانع و هر گونه حجابها از جانب خود ما به وجود مى‏آید، و در عین حال حجابهاى باطنى و معنوى و قلبى (أفکار باطل و نادرست، و اخلاق زشت و ناپسند، و علاقه‏هاى مادى و دنیوى) باشند، پس شخصى که در مسیر محبت و تحصیل معرفت است، می باید تمام جد و کوشش او در راه از بین بردن این موانع و حجابهاى نفسانى صورت گرفته، و در تمام حالات و اعمال و حرکات و ساعات خود، منتهاى هدف و مقصودش همین باشد و بس.تو خود حجاب خودى حافظ از میان برخیز ...

 

فدای پیرهن چاک ماه رویان باد***هزار جامه تقوا و خرقه پرهیز

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی***که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز

بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت***که در مقام رضا باش و از قضا مگریز

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست***تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

منبع : مصباح الشریعة-ترجمه مصطفوى، متن، ص:  439 تا 440

شعر : غزل 266 غزلیات حافظ .