SECAD.IR

۱۵ مطلب در مهر ۱۳۹۳ ثبت شده است

متن و ترانه - محفل عشق - آلبوم رویای وصل - حسام الدین سراج

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 184


متن و ترانه محفل عشق

حسام الدین سراج

آلبوم رویای وصل

یاران ره عشق منزل ندارد *** این بحر مواج ساحل ندارد
یاران ره عشق منزل ندارد *** این بحر مواج ساحل ندارد


باری که حملش نآید ز گردون *** جز ما ضعیفان حامل ندارد
یاران ره عشق منزل ندارد *** این بحر مواج ساحل ندارد


چون ما نباشیم ، مجنون که لیلی *** غیر از دل ما ، محمل ندارد
یاران ره عشق منزل ندارد *** این بحر مواج ساحل ندارد

منبع : yon.ir/fdfg

۱۳۹۳/مهر/۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

رهایی از فکر گناه - کتاب مفاتیح الحیاه - آیت الله جوادی آملی

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 183


چند خط از کتاب مفاتیح الحیاه

آیت الله جوادی آملی

رهایی از فکر گناه

صفحه 197

هر گاه فکر گناه برکسی هجوم برد ، نباید آن را انجام دهد ، بلکه با پناه بردن به خدا و توکل بر او از دام شیطان رهایی یابد.

امام  صادق ع فرمود: کسی که به فکر گناه افتاد ،انجام ندهد؛ زیرا چه بسا بنده ای در حضور خدا مرتکب گناهی می شود و خدای بزرگ می فرماید: به عزت وجلالم قسم،از این پس تو را نمی آمرزم.(الکافی ج2 ص272)

ذکر خدا راه رهایی از گناه :کسی که از خود غافل شود ،شیطان از او غافل نیست . پس انسان باید حسابگر خویش باشد و از سرمایه خود به خوبی بهره گیرد .

امام صادق ع می فرماید: شیطان توان وسوسه کردن بنده ای را ندارد ، جز آنکه او از یاد خدا اعراض کند و فرمانش راسبک شمردن و به نافرمانیش روی آورد و آگاهی خدا از اسرارش را فراموش کند (مصباح الشریعه ص79 ؛ بحارالانوار ج69 ص124) ، و نیز فرمود : هرگاه شیطان وسوسه ات می کندتا از راه حق گمراهت کند وخدا خدا را از یادت ببرد ، پس از او به خدا پناه ببر (و بر خدا توکل کن)، که او به کمک حق بر باطل آید و مظلوم را یاری رساند؛ چرا که خود فرمود : شیطان برمومنان و برکسانی که بر خدا توکل کنندسلطه ای  ندارد.(سوره نحل99) (مصباح الشریعه ص79-80 ؛ بحار الانوار ج69 ص125)

به فرموده امیرمومنان ع : مطمئن ترین فرصت برای تهاجم شیطان،زمانی است که کسی گرفتار وسوسه گناهانی مانند عجب و خودپسندی وخودبسندی (و....)شده و مدح ثناگوی وتملق دیگران را درباره خود دوست بدارید (واز این حالت ها به خدا پناه نبرد) (نهج البلاغه نامه53 بند)145  .

۱۳۹۳/مهر/۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

اسکریپت اسلایدر خبری

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 180


روزنامه دیواری

ترفندها

اسکریپت اسلایدر خبری

اسلایدر - اسلاید شو - slide show - slide news

در ابتدا باید بین تگ head فایل های زیر رو به سایت خودتون وارد کنید. ( این فایل ها در ضمیمه مطلب آپلود شده )

<link rel="stylesheet" href="styles/layout.css" type="text/css" />
<script type="text/javascript" src="scripts/jquery-1.4.1.min.js"></script>
<script type="text/javascript" src="scripts/jquery.slidepanel.setup.js"></script>
<script type="text/javascript" src="scripts/jquery-ui-1.7.2.custom.min.js"></script>
<script type="text/javascript" src="scripts/jquery.tabs.setup.js"></script>

بعد از اینکه فایل های بالا رو از ادامه مطلب دانلود کرده و در سایت خودتون آپلود کردید حالا کد های html زیر رو بین تگ های body در محل دلخواه وارد کنید.

  <div id="featured_slide">
    <div id="featured_wrap">
      <ul id="featured_tabs">
        <li><a href="#fc1">سجود برا? خدا<br />
          <span>خوش آمد?د</span></a></li>
        <li><a href="#fc2">Nullamlacus dui ipsum<br />
          <span>Nullamlacus dui ipsum conseqlo borttis.</span></a></li>
        <li><a href="#fc3">Nullamlacus dui ipsum<br />
          <span>Nullamlacus dui ipsum conseqlo borttis.</span></a></li>
        <li class="last"><a href="#fc4">Nullamlacus dui ipsum<br />
          <span>Nullamlacus dui ipsum conseqlo borttis.</span></a></li>
      </ul>
      <div id="featured_content">
        <div class="featured_box" id="fc1"><img src="images/demo/01.png" alt="" />
          <div class="floater"><a href="#">Continue Reading &raquo;</a></div>
        </div>
        <div class="featured_box" id="fc2"><img src="images/demo/02.png" alt="" />
          <div class="floater"><a href="#">Continue Reading &raquo;</a></div>
        </div>
        <div class="featured_box" id="fc3"><img src="images/demo/03.png" alt="" />
          <div class="floater"><a href="#">Continue Reading &raquo;</a></div>
        </div>
        <div class="featured_box" id="fc4"><img src="images/demo/04.png" alt="" />
          <div class="floater"><a href="#">Continue Reading &raquo;</a></div>
        </div>
      </div>
    </div>
  </div>

دقت کنید آدرس تصویر شما با توضیحات کمی از هم فاصله دارن و ابعاد عکس ها استانداردش باید 700 در 290 باشه که اگر بیشتر یا کمتر باشه مشکلی نداره .

مشاهده ی دمو

فایل های ضمیمه این مطلب

دریافت / لینک اصلاح شد.

۱۳۹۳/مهر/۱۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ترجمه گویای دعای 6 ششم صحیفه سجادیه

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 182


کلیپ تصویری

ترجمه گویای صحیفه سجادیه

دعای پنجم

دریافت فایل تصویری این کلیپ و متن و تصاویر و فایل پاور پوینت در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
۱۳۹۳/مهر/۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

راه های صبر - قسمت 3 - متن خلاصه سخنرانی شهید آیت الله دستغیب

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 179


راه های صبر

قمست3 : بیم و امید - زهد

آیت الله شهید دستغیب (+)


این مطلب متن خلاصه ای از سخنرانی جلسه دوم- ایمان و صبر می باشد که در دهه ی 60 ضبط شده است.

بر اساس روایت حضرت علی (ع) ایمان چهار ستون دارد که صبر اولین آنها ست و نسبت به ایمان مثل سر برای بدن است.

در این مطلب با چهار مفهوم بنیادی که موجوب صبر می شوند آشنا می شوید که عبارت اند از : شوق - خوف - زهد - انتظار .

این جلسه به جمع بندی و تشریح بیشتر خوف و رجا پرداخته شده و در انتها نیز بحث زهد باز شد .

ادامه مطلب...
۱۳۹۳/مهر/۱۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

درباره امام محمد باقر ع در کتاب ارشاد شیخ مفید

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 181


چهارده معصوم

معرفی کتاب ارشاد شیخ مفید

درباره امام محمد باقر علیه السلام

ارشاد شیخ مفید - امام محمد باقر

شهادت این امام بزرگوار را به تمام شیعیان جهان تسلیت می گویم

به خاطر گران بهایی این کتاب قصد دارم تا خواننده محترم را سوق دهم به خواندن این کتاب ارزشمند .

کتاب ارشاد شیخ مفید را در کتابخانه مجازی نور به آدرس http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/16747 بیابید (برای مطالعه باید عضو شوید) // صفحات 451 فصل مربوط به امام باقر علیه السلام می باشد .

التماس دعا.

۱۳۹۳/مهر/۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

خاطره ی تایپ برنامه درسی دبیرستان

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 177


یادداشت های سجاد

خاطره نویسی

تایپ برنامه درسی دبیرستان

این مطلب به خاطره ای از دوران دبیرستان مربوط است که در انتها تیجه گیری اخلاقی شده است.

هدف از خاطره نویسی سجاد ، عبرت گرفتن از اتفاقات واقعی گذشته و تبدیل هر خاطره به اصلول زندگی است که تقوا و اصلاح اخلاق را در پی داشته باشد . ان شاء الله.

لطفا نظرات خود را بدون در نظر گرفتن مسائل حاشیه ای مطرح کنید. سپاس گذارم

pdf متن این مطلب در Word Online

((متن کامل در ادامه مطلب))

ادامه مطلب...
۱۳۹۳/مهر/۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی - هربلایی کز تو آید رحمتی است

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 178


کلیپ صوتی

هر بلایی کز تو آید رحمتی است

به نقل از KHAMENEI.IR

برای استفاده این صوت در سایت یا وبلاگ خود می توانید از این کد استفاده کنید:
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR کلیپ صوتی «هر بلایی کز تو آید رحمتی است» را با توجه به اشاره چندباره رهبر انقلاب به شعری از پروین اعتصامی، درباره لزوم توجه به رحمت الهی در همه حالات تهیه و منتشر می‌کند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1393/13930630103176868.jpg

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در این صوت می‌شنوید:
 
 *در محاسبات الهی، هیچ چیز فوت نمیشود. انسان یک ساعت درد میکشد، یک ناراحتی احساس میکند، یک حسرتی میخورد که رنجی دارد، اما آن را برای خدا تحمل میکند، این نوشته‌شده است. اینها قابل توصیف هم نیست. غیر از ذات مقدس پروردگار و مأموران او - که کرام‌الکاتبین باشند - از افراد بشر، هیچ کس نمیتواند این احساسی را که در شما هست، درک بکند؛ اصلاً قابل بیان نیست؛ اما خدای متعال احساس میکند، میداند، میفهمد و ثبت میشود. ثبت که شد، ان‌شاءالله پاداشش به شما داده خواهد شد. قدر این لحظه‌ها را بدانید. گفت:
 
هر بلائی کز تو آید، رحمتی است‌
هر که را رنجی دهی، خود راحتی است‌
 
زان به تاریکی گذاری بنده را
تا ببیند آن رخ تابنده را
 
تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند
تا که با عشق تو پیوندم زنند
 
به این حالتی که به آن ابتلاء پیدا کرده‌اید، با این دید نگاه کنید. وقتی که انسان در تاریکی قرار میگیرد، روشنائی و نور را بیشتر میبیند و حس میکند. در این رنجهاست که میشود خدا را از نزدیک دید؛ این مهم است.
دیدار جمعی از جانبازان قطع نخاعی ۱۳۹۰/۰۷/۰۶


 * حوادث تلخی برای انسان پیش می‌آید؛ فقدانها، فراغها، مرگ و میرها، دست‌تنگی‌ها، بیماری‌ها، دردها، رنجها و از این قبیل حوادث تلخ. این حوادث انسان را در هم نشکند، خیال نکند که دنیا به آخر رسیده است. این سه عرصه برای صبر است که هر سه عرصه هم دارای اهمیت است. اینکه فرمود: «اولئک علیهم صلوات من ربّهم»، در واقع خدای متعال برای همه‌ی اینها صابر را مورد صلوات و رحمت خود قرار داده است.
دیدار رؤسای سه قوه و مسئولان نظام ۱۳۸۷/۰۶/۱۹

 *بنده وقتی دستم فلج شد، متوجه خصوصیاتی شدم؛ دیدم این انگشت من که براحتی حرکت می‌کند و مثلاً یک زنجیر را دور خودش تکان می‌دهد و این، خیلی کار ساده‌ای به نظر می‌آید، از حرفهای دکترها فهمیدم که خودِ این حرکت، معلول چندین تحرک و توانایی مهم در وجود انسان است؛ اما ما غافل بودیم. به هر حال، وقتی نعمت از انسان گرفته می‌شود، انسان متوجه می‌شود که همین کار آسان و کوچک، ثمره‌ی چندین نعمت بزرگ بوده که ما این‌طور راحت از آن عبور کرده‌ایم. این، غفلت ماست.
دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ۱۳۸۵/۰۳/۲۹

۱۳۹۳/مهر/۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آیت الهی - پوست سبز گردو آیت غرور جوانی

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 176


مطالب فرهنگی

آیت الهی

پوست سبز گردو، آیت غرور جوانی

گردو میوه ای است که وقتی روی درخت قرار دارد، پوستی سبز و نسبتا محکم اطراف آن را پوشانیده است. هنگام جدا کردن این پوست از لایه ی زیرین، دستان را سیاه می شود و بوی نسبتا بدی دارد. بعد از پوست گرفتن گردو، باید مراقبت چند هفته ای از آن داشت و در معرض نور مستقیم خورشید گذارد تا خشک شود چرا که درصورت خیسی طولانی مدت، مغز گردو سیاه می شود.

ayatmadari.ir-walnut  (5)

پس از خشک شدن مغز گردو، زمان شکستن پوسته ی محکم آن می رسد که اگر ضربه ی وارده درست نباشد تمام مغز از هم می پاشد و مرقوم به صرفه نیست.

برای چیدن اولیه ی گردو از درخت فقط چوب بلندی را بین شاخه ها تکان می دهند، اما برای آماده شدن مغز آن برای خوردن، مدت زمان طولانی ای صبر می کنند.

———
انسان ها دو دسته تعلقات دارند.

  • دوست داشتنی های پست زود گذر و نفسانی؛ مانند راحت طلبی و تن پروری.
  • دوست داشتنی های با ارزش و ابدی؛ مانند خشنودی خدا.

در مسیر رسیدن به خواسته های با ارزش باید زحمت کشید و صبر داشت، اما خواسته های ناپسند به راحتی در دسترس هستند.

ayatmadari.ir-walnut  (6)

از مشاهده ی چنین روند صبورانه ای از گردو به این آیت می رسیم که انسان ها نیز در دوران نوجوانی و جوانی، مدام باید پوسته ی تعلقات زشت و ناپسند زودگذر، مانند لذت های نفسانی و تفاخر به دیگران، را مثل پوست سبز گردو از خود کنند؛ سپس با تمام سختی هایی که در راه دوست داشتنی های با ارزش در طول زندگی هستند، مانند خشک کردن نهایی گردو، دست و پنجه نرم کرد و در انتها باید غرور خود را بشکند تا به مغز خواسته های خود یعنی سعادت و خوشنودی خدا برسد.

به نقل از سایت آیت مداری

۱۳۹۳/مهر/۰۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی - داستان چوپان و حجاج سقفی - شهید آیت الله دستغیب

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 165


کلیپ صوتی

داستان چوپان و مهمان نوازی حجاج سقفی

از سخنرانی ایمان و صبر جلسه 1 (راه های صبر: شوق)

شهید آیت الله دستغیب

+ کلیپ ویدئویی

داستان حجاج سقفی و چوپان .

چطور من یه داستانی برای شما عرض میکنم ، تا این داستان هم موجب رفع کسالت تون شود و هم مطلب روشن تر شود . صلوات بر محمد و آل محمد ( اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ) در بعضبی از کتب معتبره در تاریخ نوشته اند : وقتی که حجاج ، حجاج بن یوسف سقفی ( علیه العنته و العذاب ) استاندار شده بود برای حرکت کردن سمت حجاز ... با دستگاه حکومتی می رسد در (میانه ی ) راه قبل از ظهر به محلی که باید فرد بیاید برای تدارک ناهارش خیمه و خرگاه ملوکانه ای نصب کردند . این طرف و اون طرف خیمه راه جریان هوا درست کردند. بالاخره تا ناهار آماده شد ، سفره ی ملوکانه پهن کردن و حجاج ملعون نشست سر سفره که بخورد ؛ یک وقت از جلویش که پرده خیمه را که بالا زده بودند برای جریان هوا ، نگاه بیرون کرد دید اون مسافت دور چندتا بره گوسفند می چرند در آفتاب ، چوپان ، چوپان اونها در اثر گرمای زیاد و سوزش آفتاب بیچاره سرش رو کرده زیر شکم گوسفند ، که اقلا این کله اش یک مقداری آفتاب نخورد . گوسفند وایستاده علف می خوره ، این بیچاره هم از سوزش آفتاب سرش رو کرده زیر شکم گوسفند . حجاج شقی با اون شقاوت ، یک رقّتی کرد ، به مامورین گفت برین این چوپان را بیاورین ؛ ((حواستون رو جمع کنید این سوال و جواب می شه فهمید)) گفت برید چوپان را بیاورید. رفتند و این چوپان رو بالاخره گفتند حجاج است و امر کرده که بیا . خیلی خوب، چوپان را آوردند. هیچ اعتنایی به حجاج ابدا نکرد ،

(حجاج)گفت :بنشین.

(چوپان)گفت : کار دارم.

(حجاج)گفت:چه ؟ چه کار داری؟

(چوپان)گفت:باید کارم رو انجام بدهم. مراقب گوسفندام باشم.

(حجاج)گفت:توی این هوای گرم من دلم سوخت بحال تو. و اینجا فعلا هم هوای خنک هست و هم طعام لزیزی ست ، طعام ملوکانه . بنشین با من یه چیزی بخور سیر که شدی ، خنک که شدی برو .

حالا این رو حجاج گفت ، شبان چه گفت ؟ شبان درآمد در جواب گفت که : من جایی قبلا وعده داده ام ! سابقه ی وعده دارم .

(حجاج)گفت: کجا؟!

(چوپان)گفت : جایی که از مهمانی تو بزرگ تر است .

بازم نفهمید . مهمون کی از حجاجم مگه کسی بالاتر میشه ؟ خلیفه مثلا، خلیفه هم که شامه.

(چوپان) گفت: نخیر! من جای دیگه وعده دارم ، بالاتر است از ضیافت تو .

حجاج باز نفهمید . حجاج گفت : صاف تر بگو تا به کجا وعده داری؟ توی این بیابون!؟

(چوپان)گفت: من روزه دارم ؛ روزه ام . روزه دار مهمان حضرت آفریدگار است .

خدایا چوپانی اینجور من و تویی که سرمون توی کتاب و پای منبرا و چه... شعورمون کجا . لا اله الا الله ایمان چه میکند.

(چوپان)گفت من مهمان خدایم ، روزه دارم مهمان خدا.

حجاج بهش گفت : روز به این گرمی . توی آفتاب به این سوزانی،  آخه روزه چه مناسبت دارد؟

چوپان گفت : ((...قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا.../// سوره توبه 81 )) .

یعنی حجاج اینکه امروز به خیالت خیلی گرمه ، مال این است که از آتش جهنم خبر نداری . اگه از آتش جهنم خبر می شدی چه خبره ؛ این سوز آفتاب و این گرما و این روزه گرفتن  اصلا پیشت مهم نبود .

(حجاج) گفت : خوب خیلی خوب ، فردا برو (روزه بگیر) امروز رو بیا بشین این طعام رو بخور فردا برو روزه بگیر.

چوپان در اومد در جواب گفت : تو ضمانت می دی به من که فردا زنده باشم ؟ شاید امروز روز آخر عمر من باشد . از کجا من فردا زنده باشم . به شکمم وعده می دهم نه به روحم نه به دینم .

اجمالا حجاج هی میخواد فشار بیاره بلکه این چوپان رو تسلیم کند ، بنشینه بخوره ، فلان . این چوپان هم که عبد ، ایمان . چه صبری! همش راجبه صبره ها الله اکبر ، سبحان الله عظیم .

این حجاج زد به تحجر گفت : چقدر نافهمی ، چقدر کم عقلی ، فلان ، کسی یک همچین خوراک ملوکانه ای آخه در عمرت نه دیدی و نخواهید دید ، حالا برات پیش اومده نمی خوری احمق ، داری پرت و پلا می گویی ! ... 

بشنو کلمه ی حکمت ، این حکمت نقل درس خوندن نیست بابا ها ! دلی که از نور ایمان روشن شود نزدیک به حکمت است .(چوپان) گفت: حجاج ، آیا تو این غذا را خوب و پاکیزه قرار داده ای ؟ گفت : پس چی؟! گفت : بنده ی خدا؛ اگر عافیت را خدا بده ، خوراک طیب می شه ولو نان جو باشد ، اگر عافیت را خدا بگیرد ، هیچ طیب نیست ولو این سفره ی تو باشد .

یعنی نگاه این زرق و برقا نکن ، مرغ و پلو و حلوا و چلو و چه ...  . بنده ی خدا ، اگه عافیت باشه ، اینا همش خوبه ولو اگه دندونت درد بگیره ، یه گوش دردی ، یه چشم دردی ، یه دل دردی تمام این سفره نباشد بلکه ده برابرش ، عافیت خدایی طعام را طیب می کنه ، نه خود این ، نه خوردن این ، طعام خوب خوبه اما برای من بد بخت چی ؟ اگه خدا عافیت بدهد میشه طیب. و الا فلا . و اگر هم خدا عافیت داد هیچ فرقی نیست بین نان جو و حلوا . پس چه ؟ چند دقیقه ایست توی دهن . چند ثانیه ای از حیص ضاعقه فرق می کند والا پایین که رفت فرقی نیست ، توی شکم آدم مرغ باشه یا اینکه نان خالی باشه .

 

25:12

 

چوپان شهوت و گرسنگی داشت اما شوق به وعده ی خدا ، سفره ملوکانه ی حجاج را برایش کوچک کرد .

۱۳۹۳/مهر/۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

معرفی سایت مرجع پس زمینه های وبلاگ و سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 175


روزنامه دیواری

معرفی سایت

مرجع ارائه دهنده پس زمینه صفحات وب

پس زمینه وبلاگ - پس زمینه سایت - background

http://subtlepatterns.com

سایت subtlepatterns مرجع کاملی از تصاویر یکدست پس زمینه است و تنوع بسیار زیاد تصاویر آن هر مدیر طراح وبی را متوجه خود می کند. از جمله طرح های جالب آن به بافت پارچه ، انواع کاغذ دیواری و طرح اسلیمی ، طرح های فانتزی ، طرح کودکانه ، طرح چوب ، طرح فلز ، طرح دیوار های آجری ، سیمان سفید و ... باعث شده که بسیار کامل باشد.

این سایت امکان مشاهده ی آنلاین تصویر مد نظر را دارد و دریافت رایگان طرح های خود را برای عموم قرار داده است . فایل زیپ شده تصاویر بسیار کوچک و سبک را می توانید به راحتی در سرور خود (مثل پرشین گیگ) آپلود کرده و آدرس url آن را در تگ مخصوص background قرار دهید و از پس زمینه ی جدید خود لذت ببرید.

این سایت امکان آپلود طرح مخاطبان خود را نیز دارد، اگر شما هم طراح چنین تصاویر یکدستی باشید می توانید با نام خود طرح مورد نظر را برای عموم به اشتراک بگذارید.

۱۳۹۳/مهر/۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ترجمه گویای دعای پنجم صحیفه سجادیه

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 173


کلیپ تصویری

ترجمه گویای صحیفه سجادیه

دعای پنجم


دریافت فایل HD این کلیپ

دریافت

.

.


گالری تصاویر

ادامه مطلب...
۱۳۹۳/مهر/۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

شناخت بیش از پیش امام جواد - کتاب ارشاد شیخ مفید ره

بسم الله ارحمن ارحیم

مطلب 174


درباره امام جواد علیه السلام

چند صفخه ای از کتاب ارشاد شیخ مفید سیره ائمه اطهار

[معجزۀ امام علیه السّلام]

هنگامى که امام جواد علیه السّلام به همراه ام الفضل قصد عزیمت از بغداد و از کنار مأمون به طرف مدینه را کرد، همراه با مردم که به بدرقه‌اش آمده بودند به خیابان باب الکوفه آمد و به هنگام غروب آفتاب در منزل مسیّب فرود آمد و داخل مسجد شد، در صحن مسجد درخت سدرى بود که هنوز میوه نداشت، حضرت کوزۀ آبى را خواست و در پاى آن درخت سدر وضو گرفت و در جمع مردم به نماز مغرب ایستاد؛ در رکعت اول سورۀ حمد و سورۀ نصر را تلاوت کرد، و در رکعت دوم سورۀ حمد و سورۀ اخلاص را خواند، و در آن رکعت پیش از اینکه به رکوع برود قنوت را به جا آورد، پس رکعت سوم را هم خواند و تشهد و سلام کرد؛ آنگاه اندکى نشست و مشغول تسبیح و ذکر شد و پیش از آنکه به تعقیبات نماز بپردازد، بلند شد و چهار رکعت نمازهاى نافله را به جا آورد، سپس مشغول خواندن تعقیبات نماز شد، پس از آن دو سجدۀ شکر را به جا آورد و از مسجد بیرون رفت، وقتى به درخت سدر رسید مردم دیدند که میوه‌هاى خوبى دارد و بسیار تعجب نمودند، و چون از میوۀ آن خوردند دیدند که شیرین و بدون هسته مى‌باشد.

[شهادت امام علیه السّلام]

حضرت پس از اینکه با مردم وداع نمود به طرف مدینه رفت و در آنجا سکونت داشت تا اینکه در اوایل سال  ٢٢٠  هجرى معتصم (خلیفۀ عباسى) ایشان را به بغداد فراخواند، حضرت در آنجا اقامت کرد تا اینکه در آخر ماه ذیقعده از همان سال وفات یافت و در پشت مقبرۀ جدّش امام کاظم علیه السّلام مدفون شد.

 ۵۶٢ 

[ماجراى امام جواد علیه السّلام با مرد زندانى]

*ابو القاسم جعفر بن محمد، از محمد بن یعقوب، از احمد بن ادریس، از محمد بن حسّان، از على بن خالد نقل کرد که او گفت: من در عسکر  ١ بودم که خبر رسید مردى زندانى دست‌بسته از ناحیۀ شام به اینجا آوردند، و مى‌گویند این مرد ادّعاى پیامبرى کرده است.

من به زندان رفتم و با دربانان مدارا کردم تا اینکه اجازه دهند او را ملاقات کنم. وقتى به او رسیدم او را مردى با عقل و خرد یافتم. به او گفتم: ماجراى تو چیست؟

گفت: من در شام و در محلّى که گفته مى‌شود سر امام حسین علیه السّلام در آنجا مدتى نصب شده بود به عبادت مى‌پرداختم، شبى از شب‌ها که در محراب مشغول عبادت و ذکر خدا بودم مردى را در برابر خود دیدم، به او نگاه کردم، آن مرد به من گفت: از جا برخیز. من برخاستم و چند قدمى با او حرکت کردم، ناگهان خود را در مسجد کوفه دیدم. آن مرد به من گفت: این مسجد را مى‌شناسى؟ گفتم: آرى، این مسجد کوفه است. سپس به نماز ایستاد و من نیز به همراهش نماز خواندم. سپس از آنجا حرکت کردیم و چند قدمى بیشتر نرفته بودیم که خود را در مسجد رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم دیدم. پس آن مرد به رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم سلام کرد و نماز خواند و من به همراهش نماز خواندم. آنگاه از مسجد بیرون رفت و من نیز به دنبالش بیرون رفتم، مقدارى راه رفت ناگهان خود را در مکّه دیدم، آن مرد مشغول طواف شد و من همراه او طواف کردم، سپس برگشت و من نیز به همراهش برگشتم، و پس از اینکه مقدارى راه رفت خود را در محل اول خود که در آنجا به عبادت مى‌پرداختم، دیدم، و آن شخص از دیدگانم غایب شد.

پس مدتى مات و متحیّر ماندم به خاطر آنچه که برایم اتفاق افتاد.

سال بعد آن شخص را دیدم و از دیدارش بسیار خوشحال شدم، مرا دعوت کرد و من دعوتش را اجابت کردم و همان کارى کرد که سال گذشته انجام داده بود، و چون خواست در شام از من جدا شود به او گفتم: تو را سوگند مى‌دهم به آن که این قدرت را به تو داد که

 ۵۶٣ من شاهد آن بودم، خود را براى من معرفى کن. فرمود: من محمد بن على بن موسى بن جعفر علیهم السّلام هستم.

از آن پس هرکس که به دیدارم مى‌آمد، آن جریانى که شاهدش بودم براى او تعریف مى‌کردم؛ تا اینکه خبر به محمد بن عبد الملک زیّات رسید، پس او به دنبالم فرستاد و مرا دستگیر کرد و غل و زنجیر به دست و پایم انداخت سپس مرا روانۀ عراق کرد و همان طور که مى‌بینى زندانى شدم و به من نسبت ادّعاى پیامبرى دادند که محال است من چنین ادّعایى کرده باشم. به او گفتم: آیا مى‌خواهى من ماجراى تو را از زبان خودت براى محمد بن عبد الملک زیّات تعریف کنم؟ گفت: باشد، انجام بده.

من از زبان خودش ماجراى او را نوشتم و وضعیت او را شرح کردم و به محمد بن عبد الملک زیّات منعکس کردم. او پشت عریضه نوشت: به آن کس که تو را در یک شب از شام به کوفه و از کوفه به مدینه و از مدینه به مکه برده سپس تو را از مکه به شام بازگردانده بگو تو را از این زندان بیرون ببرد.

على بن خالد در ادامه مى‌گوید: من از این پاسخ متأثر و غمگین شدم و قلبم به حال آن مرد سوخت و با حزن و اندوه بسیار به خانه‌ام بازگشتم، چون فرداى آن روز شد صبح زود روانۀ زندان شدم تا او را آگاه کنم و به او صبر و دلدارى بدهم، وقتى به آنجا رسیدم سربازان و فرماندهان آنان و زندانیان به همراه جمعیت زیادى از مردم را دیدم که آشفته و نگران به هر سویى مى‌رفتند. از وضعیت جویا شدم، به من گفتند که آن زندانى مدّعى پیامبرى را که از شام به اینجا آورده بودند، دیشب از زندان گریخت و معلوم نیست که آیا زمین او را بلعیده یا اینکه پرندگان او را ربودند.

على بن خالد که تا پیش از این ماجرا، زیدى مذهب بود از آن پس به امامت آن حضرت معتقد شد و جزو یاران وفادار به امامت محسوب شد.

[خبر دادن امام جواد علیه السّلام از امور پنهانى]

*ابو القاسم جعفر بن محمد، از محمد بن یعقوب، از حسین بن محمد، از معلّى بن....


ادامه متن کتاب را از کتابخانه مجازی نور دنبال کنید: http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/16747

کتاب ترجمه ارشاد شیخ مفید سیره ی ائمه اطهار / انتشارات سُرور / باب احوال امام جواد علیه السلام / صفحات 549 تا 567

۱۳۹۳/مهر/۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ترفند ساخت منوی تصویری - لینک دادن به قسمت های عکس

بسم الله ارحمن الرحیم

مطلب 167


روزنامه دیواری :: ترفندها

ساخت نقشه تصویری image map با استفاده از CSS

+ فیلم آموزشی

تا به حال شده که توی صفحات وب ببینید که سایت در تکه هایی از یک تصویر لینک داده؟!

نقشه تصویری راهکار جالبی است که می توان با استفاده از آن به قسمت های یک عکس لینک داد و حتی جلوه های بصری روی لینک های داخل عکس ایجاد نمود.

اموزش image map

این آموزش از کتاب مرجع html , css الگو گرفته است . لینک صفحه ی کتاب در انتهای این مطلب موجود است.

ادامه مطلب...
۱۳۹۳/مهر/۰۲ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی - امانت داری قصاب بت پرست - شهید آیت الله دستغیب

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 172


کلیپ صوتی امانت داری قصاب بت پرست

قسمتی از سخنرانی جلسه دوم ایمان و صبر

شهید آیت الله دستغیب

+کلیپ تصویری

متن کلیپ

ادامه مطلب...
۱۳۹۳/مهر/۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰