SECAD.IR

۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کلیپ صوتی» ثبت شده است

تحلیل حدیثی گوهر بار از تحف العقول

317

تحف العقول، النص، ص: 224

 

وَ قَالَ ع‏ ذَلِّلُوا أَخْلَاقَکُمْ بِالْمَحَاسِنِ وَ قَوِّدُوهَا إِلَى الْمَکَارِمِ وَ عَوِّدُوا أَنْفُسَکُمُ الْحِلْمَ وَ اصْبِرُوا عَلَى الْإِیثَارِ عَلَى أَنْفُسِکُمْ فِیمَا تُجْمِدُونَ [تُحْمَدُونَ‏] عَنْهُ وَ لَا تُدَاقُّوا النَّاسَ‏ وَزْناً بِوَزْنٍ‏[1] وَ عَظِّمُوا أَقْدَارَکُمْ بِالتَّغَافُلِ عَنِ الدَّنِیِّ مِنَ الْأُمُورِ وَ أَمْسِکُوا رَمَقَ الضَّعِیفِ‏[2] بِجَاهِکُمْ وَ بِالْمَعُونَةِ لَهُ إِنْ عَجَزْتُمْ عَمَّا رَجَاهُ عِنْدَکُمْ وَ لَا تَکُونُوا بَحَّاثِینَ عَمَّا غَابَ عَنْکُمْ‏[3] فَیَکْثُرَ غَائِبُکُمْ‏[4] [عَائِبُکُمْ‏] وَ تَحَفَّظُوا مِنَ الْکَذِبِ فَإِنَّهُ مِنْ أَدْنَى الْأَخْلَاقِ قَدْراً وَ هُوَ نَوْعٌ عَنِ الْفُحْشِ وَ ضَرْبٌ مِنَ الدَّنَاءَةِ وَ تَکَرَّمُوا بِالتَّعَامِی عَنِ الِاسْتِقْصَاءِ وَ رُوِیَ بِالتَّعَامُسِ مِنَ الِاسْتِقْصَاءِ[5].

وَ قَالَ ع‏ کَفَى بِالْأَجَلِ حِرْزاً إِنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ إِلَّا وَ مَعَهُ حَفَظَةٌ مِنَ اللَّهِ یَحْفَظُونَهُ أَنْ لَا یَتَرَدَّى فِی بِئْرٍ وَ لَا یَقَعَ عَلَیْهِ حَائِطٌ وَ لَا یُصِیبَهُ سَبُعٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُ خَلَّوْا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ أَجَلِهِ.

تحف العقول / ترجمه حسن زاده، ص: 389

اخلاقتان را رام خوبى‏ها بسازید و به سوى بزرگواریها بکشانید و خود را به بردبارى عادت دهید و بر مقدّم داشتن ایثارى که نفستان شما را از آن باز مى‏دارد شکیبایى نمایید و مردم را زیر ذره‏بین مگذارید و با چشم پوشى از امور پست و مسائل پیش پا افتاده، قدر و ارزش خود را بالا برید. افراد ناتوانى که انتظار کمک از شما دارند و شما نمى‏توانید انتظار آنان را برآورده سازید، حد اقل از وجاهت و اعتبار خود [نزد دیگران‏] استفاده کنید و آنها را در برابر مشکلات سر پا نگهدارید.

از امورى که از شما نهان داشته شده تجسّس و پى‏گیرى ننمایید که باعث مى‏شود امور زیادى از شما نهان داشته شود. از دروغ خوددارى کنید؛ زیرا که از پست‏پایه‏ترین اخلاق به شمار مى‏آید و نوعى دشنام و گونه‏اى از فرومایگى محسوب مى‏شود. با چشم پوشى از تحقیق و تفحّص در امور جزئى و بى‏ارزش، خود را قابل احترام سازید.

 

۱۳۹۴/آذر/۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی - هربلایی کز تو آید رحمتی است

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 178


کلیپ صوتی

هر بلایی کز تو آید رحمتی است

به نقل از KHAMENEI.IR

برای استفاده این صوت در سایت یا وبلاگ خود می توانید از این کد استفاده کنید:
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR کلیپ صوتی «هر بلایی کز تو آید رحمتی است» را با توجه به اشاره چندباره رهبر انقلاب به شعری از پروین اعتصامی، درباره لزوم توجه به رحمت الهی در همه حالات تهیه و منتشر می‌کند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1393/13930630103176868.jpg

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در این صوت می‌شنوید:
 
 *در محاسبات الهی، هیچ چیز فوت نمیشود. انسان یک ساعت درد میکشد، یک ناراحتی احساس میکند، یک حسرتی میخورد که رنجی دارد، اما آن را برای خدا تحمل میکند، این نوشته‌شده است. اینها قابل توصیف هم نیست. غیر از ذات مقدس پروردگار و مأموران او - که کرام‌الکاتبین باشند - از افراد بشر، هیچ کس نمیتواند این احساسی را که در شما هست، درک بکند؛ اصلاً قابل بیان نیست؛ اما خدای متعال احساس میکند، میداند، میفهمد و ثبت میشود. ثبت که شد، ان‌شاءالله پاداشش به شما داده خواهد شد. قدر این لحظه‌ها را بدانید. گفت:
 
هر بلائی کز تو آید، رحمتی است‌
هر که را رنجی دهی، خود راحتی است‌
 
زان به تاریکی گذاری بنده را
تا ببیند آن رخ تابنده را
 
تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند
تا که با عشق تو پیوندم زنند
 
به این حالتی که به آن ابتلاء پیدا کرده‌اید، با این دید نگاه کنید. وقتی که انسان در تاریکی قرار میگیرد، روشنائی و نور را بیشتر میبیند و حس میکند. در این رنجهاست که میشود خدا را از نزدیک دید؛ این مهم است.
دیدار جمعی از جانبازان قطع نخاعی ۱۳۹۰/۰۷/۰۶


 * حوادث تلخی برای انسان پیش می‌آید؛ فقدانها، فراغها، مرگ و میرها، دست‌تنگی‌ها، بیماری‌ها، دردها، رنجها و از این قبیل حوادث تلخ. این حوادث انسان را در هم نشکند، خیال نکند که دنیا به آخر رسیده است. این سه عرصه برای صبر است که هر سه عرصه هم دارای اهمیت است. اینکه فرمود: «اولئک علیهم صلوات من ربّهم»، در واقع خدای متعال برای همه‌ی اینها صابر را مورد صلوات و رحمت خود قرار داده است.
دیدار رؤسای سه قوه و مسئولان نظام ۱۳۸۷/۰۶/۱۹

 *بنده وقتی دستم فلج شد، متوجه خصوصیاتی شدم؛ دیدم این انگشت من که براحتی حرکت می‌کند و مثلاً یک زنجیر را دور خودش تکان می‌دهد و این، خیلی کار ساده‌ای به نظر می‌آید، از حرفهای دکترها فهمیدم که خودِ این حرکت، معلول چندین تحرک و توانایی مهم در وجود انسان است؛ اما ما غافل بودیم. به هر حال، وقتی نعمت از انسان گرفته می‌شود، انسان متوجه می‌شود که همین کار آسان و کوچک، ثمره‌ی چندین نعمت بزرگ بوده که ما این‌طور راحت از آن عبور کرده‌ایم. این، غفلت ماست.
دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ۱۳۸۵/۰۳/۲۹

۱۳۹۳/مهر/۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی - داستان چوپان و حجاج سقفی - شهید آیت الله دستغیب

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب 165


کلیپ صوتی

داستان چوپان و مهمان نوازی حجاج سقفی

از سخنرانی ایمان و صبر جلسه 1 (راه های صبر: شوق)

شهید آیت الله دستغیب

+ کلیپ ویدئویی

داستان حجاج سقفی و چوپان .

چطور من یه داستانی برای شما عرض میکنم ، تا این داستان هم موجب رفع کسالت تون شود و هم مطلب روشن تر شود . صلوات بر محمد و آل محمد ( اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ) در بعضبی از کتب معتبره در تاریخ نوشته اند : وقتی که حجاج ، حجاج بن یوسف سقفی ( علیه العنته و العذاب ) استاندار شده بود برای حرکت کردن سمت حجاز ... با دستگاه حکومتی می رسد در (میانه ی ) راه قبل از ظهر به محلی که باید فرد بیاید برای تدارک ناهارش خیمه و خرگاه ملوکانه ای نصب کردند . این طرف و اون طرف خیمه راه جریان هوا درست کردند. بالاخره تا ناهار آماده شد ، سفره ی ملوکانه پهن کردن و حجاج ملعون نشست سر سفره که بخورد ؛ یک وقت از جلویش که پرده خیمه را که بالا زده بودند برای جریان هوا ، نگاه بیرون کرد دید اون مسافت دور چندتا بره گوسفند می چرند در آفتاب ، چوپان ، چوپان اونها در اثر گرمای زیاد و سوزش آفتاب بیچاره سرش رو کرده زیر شکم گوسفند ، که اقلا این کله اش یک مقداری آفتاب نخورد . گوسفند وایستاده علف می خوره ، این بیچاره هم از سوزش آفتاب سرش رو کرده زیر شکم گوسفند . حجاج شقی با اون شقاوت ، یک رقّتی کرد ، به مامورین گفت برین این چوپان را بیاورین ؛ ((حواستون رو جمع کنید این سوال و جواب می شه فهمید)) گفت برید چوپان را بیاورید. رفتند و این چوپان رو بالاخره گفتند حجاج است و امر کرده که بیا . خیلی خوب، چوپان را آوردند. هیچ اعتنایی به حجاج ابدا نکرد ،

(حجاج)گفت :بنشین.

(چوپان)گفت : کار دارم.

(حجاج)گفت:چه ؟ چه کار داری؟

(چوپان)گفت:باید کارم رو انجام بدهم. مراقب گوسفندام باشم.

(حجاج)گفت:توی این هوای گرم من دلم سوخت بحال تو. و اینجا فعلا هم هوای خنک هست و هم طعام لزیزی ست ، طعام ملوکانه . بنشین با من یه چیزی بخور سیر که شدی ، خنک که شدی برو .

حالا این رو حجاج گفت ، شبان چه گفت ؟ شبان درآمد در جواب گفت که : من جایی قبلا وعده داده ام ! سابقه ی وعده دارم .

(حجاج)گفت: کجا؟!

(چوپان)گفت : جایی که از مهمانی تو بزرگ تر است .

بازم نفهمید . مهمون کی از حجاجم مگه کسی بالاتر میشه ؟ خلیفه مثلا، خلیفه هم که شامه.

(چوپان) گفت: نخیر! من جای دیگه وعده دارم ، بالاتر است از ضیافت تو .

حجاج باز نفهمید . حجاج گفت : صاف تر بگو تا به کجا وعده داری؟ توی این بیابون!؟

(چوپان)گفت: من روزه دارم ؛ روزه ام . روزه دار مهمان حضرت آفریدگار است .

خدایا چوپانی اینجور من و تویی که سرمون توی کتاب و پای منبرا و چه... شعورمون کجا . لا اله الا الله ایمان چه میکند.

(چوپان)گفت من مهمان خدایم ، روزه دارم مهمان خدا.

حجاج بهش گفت : روز به این گرمی . توی آفتاب به این سوزانی،  آخه روزه چه مناسبت دارد؟

چوپان گفت : ((...قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا.../// سوره توبه 81 )) .

یعنی حجاج اینکه امروز به خیالت خیلی گرمه ، مال این است که از آتش جهنم خبر نداری . اگه از آتش جهنم خبر می شدی چه خبره ؛ این سوز آفتاب و این گرما و این روزه گرفتن  اصلا پیشت مهم نبود .

(حجاج) گفت : خوب خیلی خوب ، فردا برو (روزه بگیر) امروز رو بیا بشین این طعام رو بخور فردا برو روزه بگیر.

چوپان در اومد در جواب گفت : تو ضمانت می دی به من که فردا زنده باشم ؟ شاید امروز روز آخر عمر من باشد . از کجا من فردا زنده باشم . به شکمم وعده می دهم نه به روحم نه به دینم .

اجمالا حجاج هی میخواد فشار بیاره بلکه این چوپان رو تسلیم کند ، بنشینه بخوره ، فلان . این چوپان هم که عبد ، ایمان . چه صبری! همش راجبه صبره ها الله اکبر ، سبحان الله عظیم .

این حجاج زد به تحجر گفت : چقدر نافهمی ، چقدر کم عقلی ، فلان ، کسی یک همچین خوراک ملوکانه ای آخه در عمرت نه دیدی و نخواهید دید ، حالا برات پیش اومده نمی خوری احمق ، داری پرت و پلا می گویی ! ... 

بشنو کلمه ی حکمت ، این حکمت نقل درس خوندن نیست بابا ها ! دلی که از نور ایمان روشن شود نزدیک به حکمت است .(چوپان) گفت: حجاج ، آیا تو این غذا را خوب و پاکیزه قرار داده ای ؟ گفت : پس چی؟! گفت : بنده ی خدا؛ اگر عافیت را خدا بده ، خوراک طیب می شه ولو نان جو باشد ، اگر عافیت را خدا بگیرد ، هیچ طیب نیست ولو این سفره ی تو باشد .

یعنی نگاه این زرق و برقا نکن ، مرغ و پلو و حلوا و چلو و چه ...  . بنده ی خدا ، اگه عافیت باشه ، اینا همش خوبه ولو اگه دندونت درد بگیره ، یه گوش دردی ، یه چشم دردی ، یه دل دردی تمام این سفره نباشد بلکه ده برابرش ، عافیت خدایی طعام را طیب می کنه ، نه خود این ، نه خوردن این ، طعام خوب خوبه اما برای من بد بخت چی ؟ اگه خدا عافیت بدهد میشه طیب. و الا فلا . و اگر هم خدا عافیت داد هیچ فرقی نیست بین نان جو و حلوا . پس چه ؟ چند دقیقه ایست توی دهن . چند ثانیه ای از حیص ضاعقه فرق می کند والا پایین که رفت فرقی نیست ، توی شکم آدم مرغ باشه یا اینکه نان خالی باشه .

 

25:12

 

چوپان شهوت و گرسنگی داشت اما شوق به وعده ی خدا ، سفره ملوکانه ی حجاج را برایش کوچک کرد .

۱۳۹۳/مهر/۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی :: عظمت رنج حضرت زینب س

به نام خدا

مطلب شماره 117

عظمت حزن و رنج بانو زینب س در تماشای صحنه قتلگاه و مقایسه ی رنج حضرت ابراهیم در عدم قربانی کردن فرزندشان .

در ادامه ی مطلب

ادامه مطلب...
۱۳۹۳/ارديبهشت/۲۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی :: فکر نکن :: رابطه ی تفکر و موسیقی

به نام خدا .

مطلب شماره 91

کلیپ صوتی کوتاه و طنز فکر نکن

رابطه ی موسیقی و تفکر

از سخنرانی جلسه 3 مبحث تنها مسیر2

استاد علیرضا پناهیان

تاریخ سخنرانی 4-11-1392

جزیات فایل

قالب : MP3

کیفیت خوب

مدت زمان : 4 دقیقه

حجم : 1.84 مگابایت

ادامه مطلب...
۱۳۹۲/اسفند/۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی :: حدیث قدسی اطاعت از خدا

به نام خدا .

مطلب 79

کلیپ صوتی علیرضا پناهیان .

مبحث حقیقت عبودیت جلسه 4

قسمت کوتاهی از جلسه 4

کلیپ صوتی

حجم: 1.17 مگابایت

مدت زمان : 2:27

این کلیپ به برکات عبودیت می پردازد که مردم خیلی از آن ها استقبال نمی کنند . و این که تمام نعمت ها و خوبی های عالم از راه عبودیت و با این برکات بدست می آید . سخنران آقای پناهیان در یکی از سخنرانی های قدیمی در ماه رمضان این حدیث را خواندند که...

متن و لینک دانلود کلیپ در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب...
۱۳۹۲/بهمن/۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی :: دوای بی درد :: حب الله

شماره مطلب : 35

کلیپ صوتی : استاد علیرضا پناهیان

درباره سخنرانی : محرم 92 - دانشگاه تهران

موضوع : محبت خدا : جلسه اول

طول : 2 دقیقه و 4 ثانیه .

قالب : mp3

حجم: 1 مگابایت

کیفیت : 64 بیت ریت

پخش آنلاین .

لینک دانلود و متن این کلیپ در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب...
۱۳۹۲/دی/۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی :: تشبیه محبت به آب

کلیپ صوتی از حجت الاسلام علیرضا پناهیان - محرم 92 - جلسات محبت خدا نزدیک ترین راه جلسه یک 

 
لینک دانلود در ادامه مطلب.
پخش مدیا منطبق با Mozilla Firefox

  اگر محبت خود را رها کنیم و به اینکه چه چیزی محبوب ما قرار می‌گیرد توجه نکنیم، چه اتفاقی می‌افتد؟ محبت در مقام تشبیه، مثل آب است که اگر رها شود در شیارهای زمین فرو می‌رود اما اگر آن را جلوی آفتاب نگه داریم، به آسمان می‌رود و پاک و طیب می‌شود و وقتی به زمین برمی‌گردد همه‌چیز را پاک می‌کند. اگر دل‌مان را به سمت خدا نگه داریم و به خدا توجه کنیم، خداوند دل ما را جذب می‌کند.


  اگر قلب خود را به سمت خدا نگه داریم، به تدریج به خدا علاقمند خواهد شد، و از آنطرف اگر قلب خود را در مقابل دنیا رها کنیم، قطعاً حب الدنیا نصیبش خواهد شد. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «مردم فرزندان دنیا هستند و بچه هم طبیعتاً مادرش را دوست دارد؛ النَّاسُ‏ أَبْنَاءٌ الدُّنْیَا وَ الْوَلَدُ مَطْبُوعٌ عَلَى حُبِّ أُمِّهِ»(غررالحکم/ص100) بنابراین کسی که روی محبتِ خودش کار نکرده باشد، قطعاً حب الدنیا دارد ورسول خدا(ص) می‌فرماید: «محال است محبت دنیا و محبت خدا در یک قلب جمع شوند؛ حُبُّ الدُّنْیَا وَ حُبُ‏ اللَّهِ‏ لَا یَجْتَمِعَانِ‏ فِی قَلْبٍ أَبَدا»(مجموعۀ ورّام/2/122)
نزدیک‌ترین راه برای خارج کردن حب الدنیا از دل و رسیدن به سعادت، پرداختن به «حب الله» است/ هر قدمی که به سمت حب الله برداریم، یک قدم از حب الدنیا دور شده‌ایم.

 اگر کسی بخواهد حب الدنیا را از دلش خارج کند، چه کار باید انجام دهد؟ نزدیک‌ترین راه برای خارج کردن حب الدنیا از دل و رسیدن به همۀ سعادت‌های دنیوی و اخروی پرداختن به «حب الله» است. هر یک قدمی که به سمت حب الدنیا برویم یک قدم از حب الله فاصله گرفته‌ایم و هر قدمی که به سمت حب الله برداریم، یک قدم از حب الدنیا دور شده‌ایم. البته منظور این نیست که دنیا را رها کنیم، اتفاقاً وقتی کسی به سمت حب الله می‌رود، دنیایش بهتر هم می‌شود.


  خداوند می‌فرماید: «کسی که ایمان داشته باشد، شدیدترین محبت را به خدا خواهد داشت؛ وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه»(بقره/165) اما اینکه خیلی از مردم می‌گویند ما خدا را دوست داریم، در واقع «حب الله» نیست، این فقط یک علاقۀ دمِ دستی است که باعث می‌شود یک‌مقدار محبت خدا را بفهمیم و الا «حب الله» خیلی بالاتر از اینهاست؛ امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «محبت خدا آتشی است که به چیزی نمی‌خورد مگر اینکه آن را می‌سوزاند؛ حُبُ‏ اللَّهِ‏ نَارٌ لَا تَمُرُّ عَلَى شَیْ‏ءٍ إِلَّا احْتَرَق»(مصباح الشریعه/ص192)‏ اگر به حب الله توجه کنیم و درباره‌اش تفکر کنیم، واقعاً انسان را واله و دیوانه می‌کند و این فقط یک استعاره در ادبیات عرفانی ما نیست بلکه اثر عشق و محبت خدا واقعاً این‌قدر شدید است.

ادامه مطلب...
۱۳۹۲/دی/۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی :: برآورده نشدن دوست داشتنی ها...

کلیپ صوتی از حجت الاسلام علیرضا پناهیان - محرم 92 - جلسات محبت خدا نزدیک ترین راه جلسه یک 

لینک دانلود در ادامه مطلب .

متن این کلیپ صوتی :

ما انسان ها یکی از گرفتاری های مهمی که داریم این هست که دنبال بر آوردن آرزوها و علائق خودمون هستیم اما به دنبال تغییر علاقه هامون نیستیم ، این یکی از مصیبت های بزرگی ست که چیزی جز نادانی و حماقت نمیشه اسمش رو گذاشت ، میگیم ما اون چیزایی که دوست داریم باید به دست بیاریم کاری نداریم به اینکه این چیزهایی که دوست داریم آیا ارزش به دست آوردن دارن یا ندارن ، آیا امکان داره ما این ها رو به دست بیاریم یا صرف نظر کنیم ازشون ، دلمون رو به دوست داشتنی هایی ببندیم که ممکن باشه دست رسی به اونها ، تا به محبوبمون برسیم ، این یکی از گرفتاری های بزرگ جامعه ی بشری امروزه (هست) چون در فرهنگ غالب و حاکم ، این فرهنگ کاری جز این نمیکنه که به انسان ها میگه :"هر چی دوست دارید برید بهش برسید." تازه وقتی صادقانه بخواد بگه اینو میگه در حالی که انسان قدرت تغییر محبت های خودشون رو دارن ، قدرت تعیین محبوب دارن ، می تونن محبوب خودشون رو معین کنن چه چیزی رو دوست داشته باشن . نکته ی بسیار مهم اینه که بعضی از محبوب ها ظرفیت محبوبیت بالایی ندارند بعضی چیز ها رو اصلا نمیشه زیاد دوست داشت ، وقتی نمیشه زیاد دوست داشت ، پس اگر بهش برسی هم زیاد لذتی رو برای تو تامین نخواهد کرد ، وقتی بعضی چیزها رو اساساً نشه زیاد بهشون علاقه مند شد ، بر آوردنش هم دردی رو دوا نمی کنه ، بعد انسان دنبال یک محبوب غائب دیگه ای خواهد رفت که اون رو به دست بیاره ، اون رو دوست داشته باشه و الی آخر . ما باید همه مون به خودمون به دیگران یاد بدیم ، سفارش کنیم ، آگاهی بدیم ، یادآوری کنیم ، هم یاد بدیم هم یاداوری کنیم که بیایید سر اصل محبت خودمون کار بکنیم ، و میشه روی محبت کار کرد ، بی دینی میکنه چون دوست نداره ، خوب دوست داشتنی های خودت رو موقعیتش رو تغییر بده ، اون وقت دیگه عشقت در این خواهد بود که اتفاقا دین داری بکنی ؛ ((مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِه) منبع: الکافی ج2 ص83) عاشق عبادت میشه دیگه عشقش میشه عبادت ، چجوری اون کسی که دنیا رو دوست داشت لجبازی هم شده میخواست به دنیا برسه این برعکس نماز میشه عشقش یعنی دیگه هر جوری که میخواد این نمازه رو باهاش تا کنه و باشه و همراهی بکنه با نماز ، این بخاطر تغییر جایگاه محبته ما اگر به تغییر محبت اقدام بکنیم به همه چی خواهیم رسید و ما این قدرت رو داریم ...

ادامه مطلب...
۱۳۹۲/دی/۱۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

محبت به خداوند ... حبّ اللَّه نار لا یمرّ على شی‏ء إلّا احترق‏


 

و قال امیر المؤمنین علیه السّلام:

  " حبّ اللَّه نار لا یمرّ على شی‏ء إلّا احترق، و نور اللَّه لا یطلع على شی‏ء إلّا اضاء، و سماء اللَّه ما ظهر من تحته شی‏ء إلّا اعطاه الفیض، و ریح اللَّه ما تهبّ فی شی‏ء إلّا حرّکته، و ماء اللَّه یحیى به کلّ شی‏ء، و ارض اللَّه ینبت منها کلّ شی‏ء، فمن احبّه اللَّه اعطاه کلّ شی‏ء من الملک و المال، قال النّبىّ صلّى اللَّه علیه و آله: اذا احبّ اللَّه عبدا من امّتى قذف فی قلوب اصفیائه، و ارواح ملائکته، و سکّان عرشه محبّته لیحبّوه، فذلک المحبّ حقّا، طوبى له و له شفاعة عند اللَّه یوم القیامة "

امیر المؤمنین (ع) فرموده است:

محبت به خداوند آتشى است که به چیزى نفوذ نمی کند مگر آنکه سوخته شود، و نور الهى است که به قلبى اشراف نمى‏کند مگر آنکه روشنایى دهد، و چون آسمانیست که هر چه در زیر سایه آن قرار گرفت از فیوضات آن بهره‏مند گردد، و مانند نسیم و رحمت رحمانى است که به هر چه عبور کرده و بوزد آن را حیات و حرکت بخشد، و مثل آب نازل از آسمانست که همه چیز را به وسیله آن زنده نماید، و چون زمین است که نباتات را از آن به وجود آورد. پس کسى که خدا را دوست داشت: خداوند متعال همه چیز از امور مادى و معنوى او را اعطا فرماید."


 رسول اکرم (ص)  فرموده اند:

"چون خداوند متعال بنده‏اى را دوست بدارد، محبت او را در دل بندگان بر گزیده و پاک و ملائکه آسمان و ساکنین عرش خود القا مى‏فرماید، و همگى او را دوست مى‏دارند، و محب حقیقى خداوند متعال این چنین آدم است، خوشا به حال او، و براى روز قیامت رتبه شفاعت او را عطا مى‏شود، تا کسى را که مى‏خواهد شفاعت نماید."

شرح‏


حب الهى جذبه ارتباطى است فیما بین بنده و پروردگار متعال که چون این جذبه روشن تر و قوی تر گشت: علاقه و ارتباط هاى دیگر را از دل قطع کرده، و نور الهى را در قلب وارد نموده، و هر رقم تاریکیها و حجابهاى نفسانى را بر طرف می کند. و حقیقت ارتباط: وابستگى است، و چون این وابستگى روحانى حقیقى محقق گشت: موجب نزول رحمت و فیض بوده، و قلب آدمى به وسیله این سیم ارتباط به مبدأ نور و قدرت، پیوسته منور و روشن گشته، و براى استفاضه و گرفتن معارف الهى و حقائق روحانى مستعد خواهد شد. و أما تحصیل حب پروردگار متعال: باید متوجه شد که محبت به طور مطلق از تصور و توجه آغاز مى‏شود، و بعد در اثر توجه بیشتر و شدت تصور و تدبر و تحقیق، مرحله تصدیق پیش آید، و در این مرحله که تحقیق از خصوصیات و صفات و مزایاى موضوعى صورت می ‏گیرد، بتدریج بر معرفت و شناسایى افزوده می ‏شود، و هر چه مراتب شناسایى بیشتر و افزونتر گشت، قهرا علاقه و محبت زیادتر خواهد شد. و ضمنا معلوم است که تحقیق و بررسى در هر امرى، خواه مادى و محسوس باشد و یا معنوى و روحانى، ملازم با نزدیک شدن و قرب و رفع فواصل و موانع و حجاب هاست، تا ارتباط کامل و بررسى دقیق و معرفت تمام حاصل گشته، و میدان دید و شهود بى‏مانع شود.
و چون در باره شهود جمال و جلال پروردگار متعال، همه موانع و هر گونه حجابها از جانب خود ما به وجود مى‏آید، و در عین حال حجابهاى باطنى و معنوى و قلبى (أفکار باطل و نادرست، و اخلاق زشت و ناپسند، و علاقه‏هاى مادى و دنیوى) باشند، پس شخصى که در مسیر محبت و تحصیل معرفت است، می باید تمام جد و کوشش او در راه از بین بردن این موانع و حجابهاى نفسانى صورت گرفته، و در تمام حالات و اعمال و حرکات و ساعات خود، منتهاى هدف و مقصودش همین باشد و بس.تو خود حجاب خودى حافظ از میان برخیز ...

 

فدای پیرهن چاک ماه رویان باد***هزار جامه تقوا و خرقه پرهیز

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی***که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز

بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت***که در مقام رضا باش و از قضا مگریز

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست***تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

منبع : مصباح الشریعة-ترجمه مصطفوى، متن، ص:  439 تا 440

شعر : غزل 266 غزلیات حافظ .

۱۳۹۲/دی/۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی :: آدمای متکبر و رفقای متواضع – کبریایی خدا.

 سخن شماره 8 علیرضا پناهیان

در ارتباط با جلسه ی دوم حقیقت عبودیت

 

 
 می دونی یکی متکبر باشه بقیه رو چجوری می پسنده . یکی بود همیشه رفقایی رو که انتخاب میکرد جزوه متواضعین بودن . گفتن : تو چه رفقای خوبی داری همه افتاده حالن. گفت : آره دیگه الحمد الله رفقامون همه خوبن، کم کم نزدیک بود بگه : مثل خودمون خوبن . گفتم اتفاقاً تو میدونی چرا این رفقا رو انتخاب میکنی همه متواضع چون تو خودت متکبری نمیتونی یه آدمی رو که شاخ و شونه میکشه  باهاش رفیق شیی فقط میتونی با متواضع ها می تونی رفیق شیی . گفتم اتفاقا خدا هم اخلاقش این جورییه . اخلاقت خیلی به خدا رفته؛ ولی خدا یه روزی روت رو کم میکنه چون هیچ کی نباید مثل اون باشه اون فقط خودش باید باشه ؛ خدا متکبره ، تو بنا بود بی افتادی ، نه اینکه با متکبرین بریم رفیق بشیم ، نه آدم های که غُد اند بتونیم تحملشون کنیم ؛ حالا این یه دستور اخلاقی زندگی اجتماعی از توش در بیاری خیلی مشکلات جامعه اسلامی حل میشه ها ولی تو رو خدا 
 
 
دریافت
حجم: 2.49 مگابایت
۱۳۹۲/مرداد/۲۷ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

کلیپ صوتی :: تشکر عبد تشکر ذلیلانه !

 سخن شماره 7 علیرضا پناهیان

در ارتباط با جلسه ی دوم حقیقت عبودیت


 چکار بکنیم عبد بشیم ؟ زندان بان بقیه ی صفاتش چی بود؟ اعدامت هم میکنه ، بلا هم بهت میده ، این وسطه میگه بیا از من تشکر بکن ، آخه ما باید ؛ می دونی.......................... ذلیلانه باید تشکر بکنی ببین عبد تشکر میکنه یا همسایمون . همسایه جنسی بهش میدی میگی آقا این رو لازم داشتی بفرمایید . میگه خیلی ممنون واقعا تشکر میکنم من اصلا توی موقعیتی افتادم ، من اصلا نباید توی این موقعیت می افتادم ذلیل شما بشم ولی استثناعاً شدیم ولی حالا جبران میکنم ، نمیمونم این جوری توی شرمندگی تو رو هم شرمنده خودم میکنم . ولی واقعاً ... بچه با ادبیه دیگه تشکر میکنه تشکر متکبرانه رو ببین . ولی حالا نگو جواب منو ولی تا حالا چند بار این جوری از خدا تشکر کردی؟ من میخوام تشکر عبد رو عرض کنم . توی این زندان یه لقمه نونی هم برات میندازه . لقمه نونه رو میخوایی نخوری که میمیری نمیشه . میخوایی تشکر بکنی ؛ نمیشه چون آب خوش از گلوی آدم پایین نمیره . میخوایی تشکر نکنی؛(زبان خدا: ) تشکر میخوایی نکنی ؟؟؟؟  ( زبان عبد: ) غلط کردم خدا ببخشید خیلی ممنون خیلی ممنون ؛ تشکر ذلیلانه ؛ ................................ . خدا یه لقمه نون هم برات میندازه ( زبان عبد: ) ها تشکر میکنم . قیافه این موقعه تشکر کردن خیلی قشنگه ببین زندانیه وسطه اون بلا؛جرم؛اعدام؛شکنجه نون هم بهش میده یه وقت هم چلو کباب بهش میده ؛ وسطش میخواد یه چیزی بگه ها ولی نمیگه ( این زندانت چیه اون چلو کبابت چیه ) اینا که اصلش جای دیگه ست مخزن اینا یه جای دیگه ست ما رو نمی بری اون جا هی این جا داری لقمه لقمه ... این آدم بازی میکنه با چلو کباب؟ چلو کباب دستش بیاد زندان یادش میره؟ تشکرش هم یه تشکر ذلیلانه ست . شادیش هم شادیه یه زندانیه .

دریافت کلیپ صتی
حجم: 3.28 مگابایت

۱۳۹۲/مرداد/۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی :: جوجه های خدا + متن

 سخن شماره 6 علیرضا پناهیان

در ارتباط با جلسه ی دوم حقیقت عبودیت

  وقتی تو به یکی میگی جوجه منظورت چیه منظورت اینه ایشون واقعا جوجه ان نه جوجه که نیستش که این بار معنایی خاصی داره . جوجه شده یعنی مچاله شده ......... خدا این زندانبانیه که تو رو بی جرم و بی تقصیر انداخته تو این زندان ؛ زندان دنیا و دنیا هم سجنه دیگه *سجنُ مومن* بعدشم میخواد اعدامت کنه ، با چه جرمی باهمون جرمی که انداختت تو این زندان اون که ما جرمی انجام ندادیم این اعدامت هم به همون بی جرمی . این کارم میکنه قطعاً ، صدات هم در نیاد ؛ هی اینا موجب میشه ما جوجه بشیم . بعدشم توی این زندان بلا هم سرت میفرسته ، اعتراض نکنی ها . زندانی خوب اونیه که ... خدایا من اگه زندانی خوبی بشم ان شا الله مارو اعدام نمیکنی نه رَبّطی نداره . اعدامت سر جاشه ، خیلی بیشتر جوجه میشی ......... . عبد اینه دیگه یکی از خصوصیاتش این جوری میشه ........ یکی از قشنگ ترین لحظاتی که به تصویر میشه کشید بندگی رو میدونید چه وقتیه ؟ *إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (83 الواقعه)* خِرخِرهش رو بگیر همچین داره نفس میزنه خِر و خِر میکنه حالا قیافش رو ببین چقدر نورانی شده افتاده دیگه از کت و کول دیگه نمیتونه تکون بخُرده دیگه * انا رَبّکم العلا*ش رفت .ذلت رو توی چهرش ببین!!!

 

برای دانلود کلیپ صوتی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دریافت کلیپ صوتی
حجم: 2.07 مگابایت



۱۳۹۲/مرداد/۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی :: زبان استعداد در دعا و شاخص عبودیت + متن

سخن شماره 5 علیرضا پناهیان

در ارتباط با جلسه ی دوم حقیقت عبودیت

متن :   زبان استعداد در دعا و شاخص عبودیت

 

رفقا دعا میتونه زبان غال باشه می تونه زبان حال باشه؛ دعا وقتی زبان غال باشه دیگه لغلغه ی زبونی گفتی دیگه . ولی وقتی زبان حال باشه یعنی از صمیم قلب میخوایی حالا تازه شد دعا . حضرت علی (ع) فرمود دعا زبان حال نباشه دعا نیست . اصلا گوش داده نمیشه مستجاب نمیشه . دعا باید زبان حال باشه وقتی که زبان حال شد تازه میشه دعا ؛ حالا ببنیم مستجاب میشه یا نه . دعا وقتی زبان حال شد مستجاب میشه منتهی مقدار استجابتش بستگی به این داره که این زبان حال شما که داری با حال هم این رو از خدا میخوایی زبان استعدادت هم هست یا نه..................  اون رو دیگه به حالت نگاه نمیکنن بله ممکنه کشتی طوفان زده بشه واقعا خیلی با حال بگی * یا رَبّ * اون میشه زبان حالت زبان استعداد اینه که تو واقعاً دعا کُنی . به اندازه ی زبان استعداد دعا ها رو جواب میدن مواظب باشین دعا ها تون از دست نره ……………….  دو نفر کنار هم نشستن یه چیز رو میخوان به یکی یه چقدر میدن به یکی یه چقدر میدن ؛ میشه زبان استعداد دعا با زبان غال که هیچی با زبان حالا شد دعا میزان استجابت دعا بستگی به زبان استعداد داره . تو چقدر عبدی ؟؟ ……. .شاخص این که این عبد بودن چقدر در جانت جا گرفته خیلی وقتا بیرونی نیست . نماز رو میخونی خوب ای فلجمله یه بندگی هست خوب الحمد الله هست . اما این بندگی چقدر تحقق پیدا کرده .توی یکی 99% توی یکی 100% توی یکی 1000% توی یکی 1222% همین جوری هی افزایش پیدا میکنه ؛ بیشتر عبده ؛...... عبد بودن وقتی در دل انسان تحقق پیدا کرد دعا آخ قشنگ مستجاب میشه . خدا دیگه مشکلی نداره با این . صدا زد میگه بهش بدین . یه چیز دیگه خواست بهش بدین این نمیبینید چجوری مشتی عبده منه .  …… شاخص بیرونی نداره خیالت رو راحت بکنی سرت رو بندازی پایین بلند شی بری


برای دانلود کلیپ صوتی به ادامه مطلب مراجعه کنید.



دریافت کلیپ صوتی
حجم: 2.25 مگابایت


۱۳۹۲/مرداد/۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی :: رنگ عبودیت در مناجات حضرت امیر + متن

سخن شماره 3 علیرضا پناهیان

در ارتباط با جلسه ی دوم حقیقت عبودیت

 

رنگ عبودیت در مناجات حضرت امیر در مسجد کوفه

از زیبا ترین دعا هایی که میاد این رابطه بین عبد و مولا رو به معنای کامل قصه در دعا با تکرار چون بعضی چیزا رو فقط میشه با تکرار توضیح داد ؛ با تکراری که ما گاهی اوقات احساس میکنیم اینا مثلا دیگه از باب ... علاقه و اینا  تکرار شده در حالی که دارن ابعاد فاجعه رو روشن میکنن یکی از زیبا ترین دعا ها مناجات حضرت امیر در مسجد کوفه است . مولای یا  مولای ببین از ابتدا چجوری شروع میکنه؛*مولای* عبد میگه مولای مومن میگه *یا الله* ؛ عبد میگه یا رَبّ مومن میگه یا رحمن ؛.................. *انت مولا و انا عبد و هل یرحم العبد الا المولا؛ انت مالک و انا مملوک* ؛ بار روانی هر کدوم از این مقایسه ها رو تو رو خدا در نظر بگیرید . این رو بهش میگن عبادت . یکمی رو مفهوم عبد با همدیگه کار بکنیم اصلا زندگی از این ور به اون ور میشه من به شما قول میدم . بندگی هم همین طور یه رونق دیگه ای پیدا میشه آدم یه فضای تازه ای رو میبینه توی این فضای تازه همه چی جای خودش رو پیدا خواهد کرد؛ همه خوبی ها مثل یه دسته گلی که تزیین کردن میرن سرجای خودشون قرار میگیرن


برای دانلود کلیپ صوتی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

دریافت فایل صوتی
حجم: 2.21 مگابایت

۱۳۹۲/مرداد/۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی آیه 63 سوره فرقان

سخن شماره 2 علیرضا پناهیان

در ارتباط با جلسه ی دوم حقیقت عبودیت

آیه 63 سوره الفرقان

 

وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً (63)

و بندگان خداى رحمان کسانى ‏اند که روى زمین به نرمى گام برمى‏دارند؛ و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى‏دهند.

شما احتمال نمیدید که وقتی میفرماید * و عباد الرحمن الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً* یعنی اینکه اینا از سر اینکه عبد ان این نرمی رفتار بین مردم براشون پدید اومده؛ چون بندست و عبد اخلاقش یجورای میشه چون عبده ؛ یکیش همینه که مثلا با مردم مهرَبّونه

برای دانلود کلیپ صوتی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه مطلب...
۱۳۹۲/مرداد/۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کلیپ صوتی تفاوت عبد و مومن

سخن شماره 1 علیرضا پناهیان : تفاوت عبد و مومن

در ارتباط با جلسه ی دوم از حقیقت عبودیت

تفاوت عبد و مومن

ما معمولا میگیم آدم خوب آدم مومن آدمی که بنده ی خداست این سه تا رو هر سه تا رو با هم یکی گرفتیم و حال اینکه خیلی تفاوت بین اینها هست ، عیبی نداره بعضی وقت ها توجه به تفاوت این ها نداریم توجه به اشتراکات اینها با هم دیگه داریم . بین کلمه ی مومن و عبد الله خیلی تفاوت هست ؛   یجایی توی قرآن میفرماید «الذین آمنوا» این جوری ان ، یجایی هم میفرماید عباد خدا این جورین «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً ...(63 فرقان)» ...... یعنی اینه که اینا از سر اینکه عبد ان این نرمی رفتار بین مردم براشون پدید اومده؛ چون بندست و عبد اخلاقش یجورای میشه چون عبده ؛ یکیش همینه که مثلا با مردم مهرَبّونه ؛ نگیم آدم خوب یوقت یکی آدم خوبی بود و عبد نبود  ......  حتی مومن هم بار کلمه ی بار معنایی کلمه عبد رو نمی رسونه ؛ عبد شدن یه آثار خاصی توی خودش داره ؛ بعضی ها مومن هستن به وجود خداوند متعال ولی توجه به مفهوم مومن فر... : من قبول دارم ایشون هستن . خوب بعدش چی، ثم ماذا، له شدی ،افتادی به غلامی در اومدی ، به ارَبّابی او رو قبول کردی ......  عبد میگه مولای مومن میگه *یا الله* ؛ عبد میگه یا رَبّ مومن میگه یا رحمن ؛ نه اینکه مومن و عبد با هم یکی نیستن به بار معنایی ویژه آدم یه وقتی متوجه اینه که خیلی قبولت دارم اون موقع باید به خودش بگه مومن به عنوان مومن خدا رو صدا بزنه اما یه موقع میخواد به خدا ایجوری بگه خدایا خیلی نوکرتم . خیلی در برابرت افتادم ؛ خوبی زیاد گیر می یاد بندگی گیر نمیاد ؛

 

برای دانلود کلیپ صوتی به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب...
۱۳۹۲/مرداد/۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰